أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

183

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

و درس قرآن مجد بود و روز تا شب در منظر مسجد عتيق اعتكاف داشتى و صلحا ميرفتند و از خيرات و بركات وى بخشى ميبردند و طلبه بسيار صباح و پيشين و پسين قرائت و حديث و قصائد و غير آن بر وى ميخواندند و كتب بيشمار به نظر مبارك او درست ميساختند و بيشتر عمر او مصروف قرائت حديث و دراست و تصحيح كتب و مقابله بود و سادات و مشايخ و موالى بر وى متردد بودند و اخذ فوائد از او ميكردند . مترجم كتاب عفى الله عنه ميگويد شبى حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم مرا در خواب فرمود كه خدمت حاجى ابراهيم خنجى بكن كه او از ماست چون بيدار شدم بقاعده هر روز برفتم جهت قرائت كتاب مشكوة چون سبق بخواندم خواب عرضه داشتم فرمود كه صلوات بسيار ميبايد فرستاد بعد از آن صلواتى بفرستاد بعبارتى كه در كتب نديده بودم و از كس نشنيده بعد از چند روز برفتم بعزم تلقين ذكر سه نوبت لا إله الا الله فرمود و پس فرمود تو نيز سه نوبت بگوى . بعد از چند روز ديگر گفتند در مغسل حاجى حاضر شو و روز جمعه بود پس برفتم حاجى وفات كرده بود و با عمله موافقت كردم در تكفين و تجهيز و غسل . و مدفن او نزديك موى مبارك رسول الله است . شيخ سعد الدين محمود بن محمد صالحانى « 24 » اديبى بود كه مسافرت حجاز كرد و مشايخ آن عهد دريافت

--> - شرح احوال كسانى را مينگارد كه قبل از او يا در حيات وى وفات كرده باشند و داراى مزارى باشند . در حالى كه مترجم كتاب مينويسد : شبى حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم مرا در خواب فرمود كه . . . انتهى . . . پس بطور قطع و يقين شيخ ابراهيم خنجى پس از وفات مؤلف كتاب زنده بوده است و اگر شرح احوال وى در شد الازار نيامده است جاى تعجب نيست و بايد توجه داشت كه عبارت ( نزديك حاجى ابراهيم خنجى ) در پايان شرح احوال شيخ بهاء الدين بن عمر شلكو از خود مترجم است و در متن شد الازار وجود ندارد و اين خود مؤيد اين موضوع است كه شيخ بهاء الدين پس از فوت مؤلف در حيات بوده است . ( 24 ) - جها : صالحان - الشيخ سعد الدين ابو حامد محمود بن محمد الصالحانى الاديب ( شد الازار ) . -